عصرنصر

تراوشات ذهنی یک فراری در عصر نصر

عصرنصر

تراوشات ذهنی یک فراری در عصر نصر

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات
  • ۷ فروردين ۹۸، ۱۴:۴۵ - رضا
    سلام :)

منتشر شده درشماره 27  نشریه روشن دانشگاه صنعتی شریف

دکتر روحانی رئیس جمهور ایران در بیاناتی منتقدان توافق ژنو را عده‌ای معدود که از جای معدود تغذیه می‌شوند معرفی کرده و آنها را عده‌ای کم سواد دانسته است. این بیانات در 15 بهمن و در دیدار رؤسای دانشگاه و مراکز آموزشی و تحقیقاتی ایراد شد که این قسمت از سخنان ایشان را عینا در ذیل مشاهده می فرمایید.

{چرا دانشگاه خاموش است؟ چرا استادان خاموشند؟ ما شهامت سقراط‌وار را می‌خواهیم. از چه می‌ترسید؟ چرا یک کار بزرگ بین‌المللی انجام می‌شود؛ استادان دانشگاه خصوصی برای رییس‌جمهوری نامه می‌نویسند؟ چرا نمی‌آیند حرف بزنند و صحبت کنند؟ لااقل این توافق ژنو اولین گشایش برای دانشگاه و برای پول دانشجوها بود. فقط یک عده معدود که از جای معدود تغذیه می‌شوند؛ آنها باید حرف بزنند؟ آنها هم البته حرف بزنند اشکال ندارد، نقد کنند اشکال ندارد، چرا یک عده کم‌سواد بیایند حرف بزنند؟ استادان دانشمند ما بزرگان دانشگاه ما خصوصی چرا حرف می‌زنند و نمی‌آیند در میدان؟}

البته در انتهای همین سخنرانی ایشان به لزوم برقراری کرسی‌های آزاداندیشی در دانشگاه‌ها پرداختند. { بگذاریم فضایی را ایجاد کنیم که در آن فضا در دانشگاه تحمل را بالا ببریم. اشکال ندارد یک دانشجو و یک گروهی به یک فکر سیاسی خاصی وابستگی داشته باشند. اشکالی ندارد، آزادند اما در دانشگاه بگذاریم محیط مدارا درست شود. ما در دانشگاه زبان علم، زبان عقلانیت را گسترش دهیم. در دانشگاه فضایی ایجاد کنیم که آن کرسی آزاداندیشی که مقام معظم رهبری برآن تأکید کردند چه شد؟ آن کرسی آزاداندیشی یعنی تضارب آراء آزاد. تحمل‌ها را بالا ببریم.}

+داشتم به این فکر می کردم که ما برای چی کار میکنیم؟

-برای اینکه پول دربیاریم و بتونیم خرج زندگی مون رو در بیاریم

+خوب اون کسی که ما براش کاری انجام میدیم چرا کار میکنه؟

- خوب برای اینکه خرج خونه زندگیش رو دربیاره

+خوب اینطوری که همه ما داریم کار میکنیم که پول زندگیمون رو دربیاریم. اونی که درس میخونه میخواد بعد کار خوبی گیر بیاره خرج زندگیش رو دربیاره. این که نشد. ما همه داریم زندگی میکنیم که در نهایت خرج زندگی رو دربیاریم. خوب اصلا چرا زندگی کنیم؟ زندگی چیه که اینقدر شیرینه که برای رسیدن بهش اینقدر کار میکنیم که خرجش رو دربیاریم؟

الآن حال ندارم!

در ادامه نوشتار "من از کجا، زندگی از کجا؟" می‌طلبید که بحث الگوی شیوه زیستن و یا تفکیک مبانی سبک زندگی را پیگیری کنم. ولی "الآن حال ندارم" و در این نوشتار می‌خواهم به یک مصداق در شیوه زیستن بپردازم. به چند دلیل؛ اول از همه اینکه، فکر نکنیم این مباحث، موضوعاتی دور از ذهن و انتزاعی هستند و دلیل دیگر آنکه یکی از معضلات امروز مبحث "حال" است.

یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های بشر از گذشته تا به حال، یافتن کمال و سعادت در زندگی است. احتمالا به یاد دارید و داریم؛ از کودکی به بهانه زندگی خوب در آینده، ما را تشویق می‌کردند به درس خواندن، موفقیت در کنکور، انتخاب رشته و دانشگاه برتر، کسب کار بهتر و با درآمد بیشتر، خرید ماشینی با مدل بالاتر، تهیه مسکنی بزرگتر و در مکانی بهتر و این لیست همچنان ادامه دارد. شاید بتوان گفت ما پذیرفته‌ایم مسیر زندگی خوب، کمال و سعادت بشر، راهی جز همین راه نیست. اما در حقیقت کمال و سعادت بشر در زندگی چیست؟ اساسا زندگی چیست؟ و چرا این یک دغدغه همیشگی بوده و هست؟

یادداشت منتشر شده در نشریه "تضارب" دانشگاه شریف شماره اول

لزوم گفتگو

شاید به جرأت بتوان گفت گفتگو یکی از ویژگی‌های ذاتی و فطری هر انسانی است. نگاهی انسان را حیوان ناطق می‌داند. در این نگاه، بیان و گفتگو در تعریف انسان و شناخت از انسان آمده است. حتی در آیاتی از قرآن به جدال انسان با پروردگار در روز قیامت اشاره شده است. که این خود گواهی است بر فطری و ذاتی بودن گفتگو کردن در انسان.

اما کلمه گفتگو در چه مواردی به کار برده می‌شود؟ منطقیون، انواع گفتگو برای بیان یک مطلب و یا روشن شدن حقیقت را به برهان، جدل، مغالطه، شعر و خطابه تقسیم می‌کنند. از همینجا شعر و خطابه را کنار می‌گذاریم چرا که گفتگویی است یک جانبه و مورد بحث ما نیست. اما برهان، جدل و مغالطه، کلماتی آشنا در مناظرات و مباحثات هستند که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.

مقاله منتشر شده در شماره 5 نشریه روشن دانشگاه صنعتی شریف سال تحصیلی 91-92

دانشجویان فنی و مهندسی با مفهوم تخمین آشنا هستند. یادم هست ترم اول یکی از سؤال‌های میان ترم فیزیک 1 تخمین انرژی پتانسیل برج میلاد بود. امسال شنیدم که تخمین وزن برج میلاد هم سؤال شده است. در این متن می‌خواهم سعی کنم با استفاده از تخمین، مسئله‌ای را بررسی کنم. 

مسئله آن است که در دوران دانشگاه زمان چه طور می‌گذرد؟ 

مقاله نصب شده در پنل‌های دانشگاه صنعتی شریف

امروز ما همه زندانی هستیم. زندانی در شهر، در آپارتمان ها، در دانشگاه ها وشاید در خوابگاه ها. موظف به برخورد با مسائلی تکراری و روزمره و عبور و مرور از مسیرهایی تکراری و پر ازدحام و شاید متشنج! زندانی هستیم که ناهار خود را در دانشگاه و شاید شام را در خوابگاه باشیم. شاید انتخاب های دیگری هم باشد اما فراتر از چند مورد نیست و هرگز آزادی را نخواهیم داشت. ما مجبوریم مطالعه کنیم، شاید از آن راضی باشیم ولی مجبوریم که این مطالعه را یا در ظرف مکانی مشخصی انجام دهیم.

تنها در ذهن هست که آزادیم به هرکجا و هر زمان برویم و هرطور که علاقه داریم روابط اجتماعی خود را رقم بزنیم. آرامش، سکوت و ثبات را شاید تنها در یک مکان تجربه میکنیم و آن مغز ما و ذهن ماست. جایی که در آن آینده را متفاوت از امروز میبینیم و خود را ایده آل تر و روابط اجتماعی مان را متعالی تر... ذهن مکانی است که از وضعیت موجود شاکی هستیم و شاید امیدوار به آینده ای بهتر.

از قدیم این جمله رو شنیدیم که میگن "ندانستن عیب نیست، نپرسیدن عیب است".  از طرفی میگن اگر بچه ای سؤالی پرسید، نیایید جواب رو مستقیم بگذارید کف دستش تا خودش بره جستجو کنه تا استعداد هایی که داره رو شکوفا کنه...

جاهلیت مدرن

پرستش بت ها نمونه جاهلیت هست به این دلیلی که خیری ازشون بهت نمیرسه و شاید بگی شری هم بهت نمیرسونه ولی واقعیتش اینه که زمانی که میگذاری برای پرستش این بت ها خودش ضرر و شر محسوب میشه البته بگذریم از اینکه مورد قهر خدا قرار خواهی گرفت و خروج از نور به سمت ظلمت رخ میده.

این جاهلیت برای بت تراش سودی داره که هرگز نمیخواد از دستش بده. مثال های فراوونی هم داره. کافی مروری بکنیم بر تاریخ انبیا تا ببینیم بت تراش ها چه مقابلاتی با پیمبران داشتند.

جالب اینجاست، مردمی که بت ها رو میپرستند پس از مدتی حرف خونده شدن در گوششون، هرگونه حرف و حرکت علیه بت رو توهین میدونند و میخوان که نابودت کنند مثلا کاری که مردم اقوام پیامبران با آنها میکردند! تنها عده محدودی به پیامبران میگرویدند در حالی که اکثریت جامعه بت پرستند نه بت تراش پس عده زیادی از دشمنان پیامبران مردمان عادی قوم بودن نه اکابر قوم...

ID چاقوی دو لبه

ID چیزی هست که امروزه در فضای مجازی برای شناسایی افراد بسیار استفاده میشه. از ID یاهو و چت گرفته تا نام های کاربری در فروم ها و همینطور در کامنت گذاری در وبلاگ ها از این ابزار استفاده میشه. در واقع همانطور که از ریشه ID میاد، این یک هویت هست که در این فضای مجازی به شخص نصبت داده میشه! همونطور که همه میدونیم هیچ الزامی وجود نداره که هویت واقعی فرد با هویت اون در فضای مجازی مطابقتی وجود داشته باشه.

بنده در اینباره تجربیاتی داشتم که حتما برای همه اتفاق افتاده اما خالی از لطف نیست که بیان کنم. سابقا در فرومی عضو بودم که حالا متأسفانه یا خوشبختانه ادامه کار خودش رو متوقف کرد. دو مثال میارم از ID هایی که باهاشون برخورد کردم.