عصرنصر

تراوشات ذهنی یک فراری در عصر نصر

عصرنصر

تراوشات ذهنی یک فراری در عصر نصر

آخرین نظرات
  • ۷ فروردين ۹۸، ۱۴:۴۵ - رضا
    سلام :)

۴۰ مطلب با موضوع «سواد رسانه» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

«منتشر شده در دفترچه سؤالات مرحله اول نهمین دوره المپیاد سواد رسانه‌ای»

علم شناختی و رسانه ارتباط پیچیده‌ای دارند و رسانه‌ها نقشی اساسی در شکل دادن به شناخت انسان ایفا می‌کنند. رسانه‌ها، در همه اشکال آن - از چاپ سنتی گرفته تا پلتفرم‌های دیجیتال - به بخشی جدایی ناپذیر از نحوه دریافت، پردازش و درک اطلاعات تبدیل شده‌اند. این قرارگرفتن مداوم در معرض محتوای رسانه‌ای عمیقاً بر عملکردهای شناختی ما تأثیر می‌گذارد و نحوه درک، تفسیر و تعامل ما با جهان اطراف را تغییر می‌دهد.

اول آنکه رسانه‌ها به‌عنوان مجرای اصلی برای انتشار اطلاعات عمل می‌کنند. اطلاعات سنگ بنای شناخت است. بدون آن، توانایی ما برای یادگیری، استدلال، و تصمیم‌گیری به‌شدت سلب می‌شود. رسانه‌ها مخزن وسیعی از داده‌ها و دانش را فراهم می‌کنند و افراد را قادر می‌سازد تا به دیدگاه‌ها و حقایق بی‌شماری دسترسی داشته باشند. این هجوم اطلاعات، فرایندهای شناختی را تحریک می‌کند و به ما امکان می‌دهد ایده‌های جدیدی شکل دهیم و بینش عمیق‌تری در مورد موضوعات مختلف به دست آوریم.

علاوه بر این، زبان و گفتمان مورد استفاده در رسانه‌ها تأثیر قابل‌توجهی بر توانایی‌های شناختی ما دارد. رسانه‌ها سیستم واژگانی ما را شکل می‌دهند. واژگان و عباراتی که ما استفاده می‌کنیم و می‌فهمیم. این به نوبه خود بر فرایندهای فکری و سبک‌های ارتباطی ما تأثیر می‌گذارد. به‌عنوان‌مثال، رواج برخی از کلمات یا عبارات در رسانه‌ها می‌تواند گفتمان عمومی را شکل دهد، الگوهای فکری جمعی را هدایت کند و در نهایت بر نحوه درک و تعامل ما با مفاهیم مختلف تأثیر بگذارد.

علاوه بر این، رسانه‌ها نقش مهمی در تعریف هنجارها و ارزش‌های اجتماعی، از جمله مفاهیم خوب و بد، درست و غلط ایفا می‌کنند. رسانه‌ها با ارائه مداوم دیدگاه‌ها یا معیارهای اخلاقی خاص می‌توانند بر نظام ارزشی ما تأثیر بگذارند. شناخت ما از جهان از طریق این ارزش‌های آموخته شده فیلتر می‌شود و بر قضاوت‌ها و تصمیمات ما تأثیر می‌گذارد. برای مثال، قرارگرفتن مکرر در معرض تصاویر رسانه‌ای خاص می‌تواند درک ما از مسائل اجتماعی را تغییر دهد و چارچوب‌های اخلاقی ما را شکل دهد.

علاوه بر این، قرارگرفتن در معرض رسانه‌ها می‌تواند ساختار مغز ما را به دلیل انعطاف‌پذیری عصبی – توانایی مغز برای سازماندهی مجدد خود با ایجاد اتصالات عصبی جدید – از نظر فیزیکی تغییر دهد. درگیری مداوم با انواع خاصی از محتوای رسانه می‌تواند مسیرهای عصبی خاصی را تقویت کند و در نتیجه نحوه پردازش اطلاعات را در مغز شکل دهد. این سازگاری ساختاری بر عملکردهای شناختی؛ مانند حافظه، توجه و توانایی‌های حل مسئله تأثیر می‌گذارد و در نهایت بر نحوه درک و فهم ما از پدیده‌های مختلف تأثیر می‌گذارد.

در نتیجه، تأثیر رسانه‌ها بر شناخت انسان عمیق و چندوجهی است. این بر نحوه دریافت و پردازش اطلاعات تأثیر می‌گذارد، زبان و الگوهای فکری ما را شکل می‌دهد، سیستم‌های ارزشی ما را تعریف می‌کند و حتی مسیرهای عصبی در مغز ما را تغییر می‌دهد. به‌این‌ترتیب، رسانه‌ها نقش مهمی در شکل‌دادن به شناخت ما از جهان دارند و بر اهمیت مصرف آگاهانه و ارزیابی انتقادی محتوای رسانه تأکید می‌کنند. درک این تأثیرات برای ایجاد دیدگاهی دقیق‌تر در مورد تعامل بین رسانه و شناخت ضروری است.

 

  • ۰
  • ۰

«منتشر شده در دفترچه سؤالات مرحله اول نهمین دوره المپیاد سواد رسانه‌ای» 

نظریه اقتصاد رسانه به این موضوع می‌پردازد که آنچه در رسانه‌ها منتشر می‌شود، به‌شدت به منابع مالی آن‌ها وابسته است. تأمین‌کنندگان مالی، اعم از سرمایه‌گذاران خصوصی، دولت‌ها یا تبلیغ‌کنندگان، نقش اصلی را در تعیین محتوای رسانه‌ها ایفا می‌کنند. در واقع، اهداف و منافع این تأمین‌کنندگان مشخص می‌کند که چه نوع مطالبی منتشر شود و چه موضوعاتی در دستور کار رسانه قرار گیرد. این نظریه بر این نکته تأکید دارد که رسانه‌ها به عنوان بنگاه‌های اقتصادی عمل می‌کنند و به همین دلیل منافع مالی و تبلیغاتی در اولویت قرار می‌گیرند.

رسانه‌ها به دو روش عمده تأمین مالی می‌شوند. نوع اول، رسانه‌هایی هستند که از سوی دولت‌ها یا نهادهای خاص با اهداف مشخص تأمین مالی می‌شوند. این نوع رسانه‌ها معمولاً در راستای منافع سیاسی یا اجتماعی مشخصی فعالیت می‌کنند. نوع دوم، رسانه‌هایی هستند که از طریق مخاطبان و بازار تأمین مالی می‌شوند. این تأمین مالی یا از طریق دریافت آبونمان از مخاطبین است یا از طریق جذب تبلیغات، که در واقع به میزان توجه مخاطبان وابسته است. هر دو نوع تأمین مالی بر محتوای رسانه تاثیر مستقیم دارند.

بر اساس نظریه اقتصاد رسانه، رسانه‌هایی که از سوی دولت یا نهادهای خاص تأمین مالی می‌شوند، محتوایی را ارائه می‌دهند که در راستای ترویج یک ایدئولوژی یا طرز فکر مشخص است. این امر به معنای آن است که نیت و اهداف این رسانه‌ها بر چگونگی بازنمایی پدیده‌ها تأثیر می‌گذارد. در چنین شرایطی، مخاطب باید به منابع مختلف با دیدگاه‌های متفاوت مراجعه کند تا بتواند تصویری واقعی و جامع از رخدادها به دست آورد. استفاده از رسانه‌های گوناگون با ایدئولوژی‌های متنوع می‌تواند به درک بهتر واقعیت کمک کند و از ایجاد سوگیری ذهنی جلوگیری کند.

در مقابل، رسانه‌هایی که از طریق بازار و جذب مخاطب تأمین مالی می‌شوند، مجبورند محتوایی تولید کنند که بیشترین توجه را به خود جلب کند. این نوع رسانه‌ها به دلیل وابستگی به درآمد حاصل از آبونمان یا تبلیغات، به سمت انتشار اخبار جنجالی، سرگرم‌کننده و اغلب سطحی سوق پیدا می‌کنند. در چنین رسانه‌هایی، کیفیت محتوا ممکن است قربانی جلب توجه بیشتر شود و در نتیجه، مخاطب در معرض محتوایی قرار می‌گیرد که لزوماً به درک عمیق مسائل کمک نمی‌کند.

مقاله «ژورنالیسم زرد، رئیس‌جمهور نارنجی» به قلم ویکتور پیکارد نشان می‌دهد که چگونه رسانه‌های وابسته به تأمین مالی از طریق تبلیغات و مخاطبان، با پوشش گسترده و جنجالی شخصیت‌هایی مانند دونالد ترامپ، به مشروعیت‌بخشی و تقویت موقعیت آن‌ها کمک کرده‌اند. به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۵ ترامپ بیش از ۳۲۷ دقیقه از زمان اخبار شبانه را به خود اختصاص داده بود، در حالی که هیلاری کلینتون تنها ۱۲۱ دقیقه و برنی سندرز ۲۰ دقیقه پوشش خبری داشتند. این میزان پوشش رسانه‌ای معادل میلیاردها دلار تبلیغات رایگان برای ترامپ بوده است و نقش مهمی در موفقیت او ایفا کرده است.

در رسانه‌هایی با تأمین مالی از طریق بازار، به دلیل آنکه محتوای مورد علاقه مخاطب به او ارائه می‌شود، رویکرد انتقادی کمتری نسبت به این رسانه‌ها وجود دارد. با این حال، باید به تأثیر این نوع رسانه‌ها بر تصمیمات و درک ما از جهان توجه بیشتری داشت. هرچند سواد رسانه‌ای در ابتدا برای مقابله با تأثیرات رسانه‌های نوع اول ایجاد شد، اما امروزه با گسترش رسانه‌های نوع دوم، داشتن نگاه انتقادی و افزایش سواد رسانه‌ای بیش از هر زمان دیگری ضروری است. تنها از این طریق می‌توان از تأثیرات منفی این رسانه‌ها بر جامعه و تصمیم‌گیری‌های فردی جلوگیری کرد.

  • ۰
  • ۰

«منتشر شده در دفترچه سؤالات مرحله اول هشتمین دوره المپیاد سواد رسانه‌ای»

من در پژوهشی در سال 1396، نحوه مصرف یک پیام‌رسان خارجی توسط نوجوانان شهر تهران را مورد مطالعه قرار دادم. در این مطالعه انگیزه های استفاده از این پیام‌رسان و نحوه مصرف آن مورد توجه بود. نتیجه‌ی این پژوهش آن بود که نوجوانان استفاده کننده از این پیام‌رسان به شش دسته تقسیم می‌شوند.

  1. پناه‌جویان: نوجوانانی که از زندگی روزمره خود در دنیای واقعی خسته شده‌اند و برای فرار از دنیای واقعی به فضای مجازی پناه جسته‌اند. مصرف این نوجوانان اغلب در ساعات متمادی و بی‌هدف است و کمتر با کسی در ارتباط هستند.

  2. منفعت‌جویان: نوجوانانی که در زندگی روزمره اهداف مشخصی دارند و جهت به دست آوردن اطلاعات یا آموزشی مشخص به سراغ پیام‌رسان خود می‌روند و محتوای سودمند برای خود را جستجو می‌کنند. مصرف این نوجوانان اغلب در ساعت کوتاه و با هدف مشخص است و کمتر با کسی در ارتباط هستند.

  3. ارتباط‌گران: نوجوانانی که از پیام‌رسان جهت حفظ مسیر ارتباطی خود با دوستان و آشنایان خود در دنیای واقعی استفاده می‌کنند و با ارسال پیام‌های مختلف به مخاطبان خود در این پیام‌رسان، امکان تعامل و گفتگو با دیگران را به وجود می‌آورند. مصرف این نوجوانان اغلب در ساعت‌های متمادی است و هدف خاصی برای انتخاب محتوا ندارند و تنها با دوستان و آشنایان خود در ارتباط هستند.

  4. تأیید‌گران: نوجوانانی که پیام‌های حاوی محتواهای مورد علاقه دوستان و آشنایان خود در دنیای واقعی را برای آنها ارسال می‌کنند. ارسال یک پیام از طرف این نوجوانان برای دیگران به معنی شناخت سلیقه آنها و تأیید تطابق محتوا با آن سلیقه است. مصرف این نوجوانان اغلب در ساعت‌های متمادی است و هدف خاصی برای انتخاب محتوا ندارند و تنها با دوستان و آشنایان خود در ارتباط هستند.

  5. هواخواهان: نوجوانانی که به یک فرد، گروه و یا اثر رسانه‌ای شناخته شده علاقه‌مند هستند و برای نشان دادن عضویت خود در گروه علاقه‌مندان آن فرد، گروه و یا اثر رسانه‌ای، پیام‌های مرتبط با آنها را دنبال می‌کنند و به انتشار انبوه این نوع پیام‌ها در سطح عمومی اقدام می‌کنند. مصرف این نوجوانان اغلب در ساعت‌های متمادی و با هدف حفظ ارتباط با دیگران علاقه‌مندان و انتشار انبوه و خلاقانه پیام‌های مربوط به حوزه علاقه آنهاست و نه تنها با دوستان خود در ارتباط هستند بلکه در سطح عمومی نیز فعالیت دارند.

  6. آرمان‌خواهان: نوجوانانی که به یک ایده یا آرمان باور دارند و محتواهای تأییدکننده‌ی ایده و آرمان خود را دنبال می‌کنند و در سطح عمومی در حال گفتگو و دفاع از ایده و آرمان خود هستند. مصرف این نوجوانان اغلب در ساعت‌های متمادی و با هدف حفظ ایده و باور خود و اثبات آن به دیگران است به همین دلیل تعامل آنها هم با گروه‌های همفکر خود و هم در یک سطح عمومی‌تر است.

  • ۰
  • ۰

«منتشر شده در دفترچه سؤالات مرحله اول هشتمین دوره المپیاد سواد رسانه‌ای» 

کلیشه‌سازی به تکرار مداوم نحوه خاصی از بازنمایی از یک پدیده یا گروه اجتماعی در طول زمان توسط رسانه‌ها اشاره می‌شود که نحوه شناخت مخاطبان از آن پدیده یا گروه اجتماعی را در یک قالب محدود می‌کند. کلیشه تأثیر مهمی در قضاوت و تصمیم‌گیری ما نسبت به افراد و اتفاقات پیرامون ما دارد.

کلیشه سازی در رسانه به کمک ابزارهای برانگیختن احساسات و تکرار انجام می شود. وقتی بارها و بارها به شکل خاصی یک پدیده یا گروه اجتماعی بازنمایی می‌شود که احساسات مشخصی را برمی‌انگیزد، به مرور در مخاطب این رویکرد شکل می‌گیرد که این پدیده یا گروه اجتماعی، مترادف و همسان با این شکل خاص از بازنمایی و این احساس درونی است. این تکرار مداوم منجر به تعمیم می‌شود به این معنا که آن شکل خاص از بازنمایی و احساسات ناشی از آن به تعامل افراد با پدیده‌ها یا گروه‌های اجتماعی کلیشه‌سازی شده در دنیای واقعی شکل می‌دهد.

اما باید در نظر داشته باشیم که کلیشه امری منفی یا مثبت نیست بلکه یک ابزار مورد نیاز برای مغز است. رسانه‌ها می‌توانند از کلیشه‌سازی استفاده کنند چون این قابلیت در مغز انسان وجود دارد و این قابلیت ابزاری کاربردی برای کارکرد بهتر مغز است. مغز برای انجام امور خود به انرژی بالایی نیاز دارد و همواره به دنبال راهی برای کاهش انرژی مورد نیاز خود است. وقتی یک پدیده بارها و بارها به یک شکل تکرار شود و نتایج خاصی را به دنبال دارد، مغز این را به یک مدل تبدیل می‌کند و روی دادن آن پدیده را با حصول نتیجه پیوند می‌زند. به این طریق انرژی مورد نیاز برای فکر کردن به شیوه‌های مختلف روی‌دادن پدیده و یا نتایج مختلف حاصل از آن ذخیره می‌شود. و مغز برای انجام امور دیگر انرژی خواهد داشت.

هر بار در مواجهه با یک پدیده و یا فرد، اطلاعات دریافتی از طریق حواس به حافظه حسی منتقل می‌شوند و در صورتی که به آنها توجه کنیم، این اطلاعات به حافظه کاری یا همان حافظه کوتاه مدت ما وارد می‌شوند. حافظه کاری حجم اندکی دارد و به صورت همزمان امکان توجه به اطلاعات زیادی وجود ندارد و همینطور به راحتی اطلاعات دریافتی بعدی که توجه ما را به خود جلب می‌کنند جایگزین اطلاعات قبلی می‌شوند. اگر اطلاعات وارد شده به حافظه کاری مهم باشند و در تصمیم‌گیری و قضاوت بعدی باید مورد استفاده قرار گیرند باید در حافظه بلند مدت ذخیره شوند.

وقتی در حال قضاوت بین چند گزینه هستیم و باید تصمیم‌گیری کنیم، اطلاعات بسیاری درباره‌ی هر گزینه باید مورد توجه باشد اما با توجه به محدودیت حافظه کاری ما نمی توانیم اطلاعات زیادی از هر گزینه را همزمان مورد توجه قرار دهیم به همین خاطر اغلب در تصمیم‌گیری‌های ذهنی، ما نیازمند آن هستیم تا کل اطلاعات متنوع هر گزینه را در مغز خود با یک حس یا مفهوم جایگزین کنیم. در واقع ما در زمان تصمیم‌گیری تنها به یک مفهوم یا حس خود در مورد گزینه‌ها توجه می‌کنیم. به تعبیری ما برای تصمیم‌گیری به یک قالب برای خلاصه کردن اطلاعات نیازمندیم و رسانه‌ها یکی از منابع ایجاد ناخودآگاه این قالب‌ها به روش کلیشه‌سازی هستند.

  • ۰
  • ۰

«منتشر شده در دفترچه سؤالات مرحله اول هفتمین دوره المپیاد سواد رسانه‌ای» 

«تِق»! توجه غزال نوجوان از چمن‌های سبز و تازه‌ی بهاری به صدا جلب می‌شود. آیا صدای شکسته شدن یک تکه چوب بود؟ سر را بالا می‌آورد، گوش را می‌چرخاند و چشم به هر سو می‌گرداند. ترس وجود او را فراگفته است و بدن، آماده‌ی یک فرار سریع می‌شود. نکند شکارچی تیزرویی در کمین است؟ فوری باید اطلاعات بیشتری به دست آورد و اگر این خطر احتمالی، یک خطر واقعی باشد، بقای غزال در خطر است!

«دینگ»! توجه غزاله‌ی نوجوان از کتاب منطقی که در دست دارد به صدا جلب می‌شود. صدای «اعلان» پیام‌رسان من بود؟ گوشی هوشمند را به دست می‌گیرد و صفحه را چک می‌کند. اضطراب او را فراگرفته است و آماده‌ی مواجهه با یک خبر جدید می‌شود. نکند اتفاقی افتاده است که او از آن بی‌خبر است و ممکن است به جدا افتادن او از گروه دوستان یا هم مدرسه‌ای‌ها منجر شود؟ فوری باید اطلاعات جدید را به دست آورد وگرنه ممکن است این یک خطر واقعی برای بقای غزاله باشد!

هر لحظه داده‌های دیداری و شنیداری بسیاری وارد سیستم حواس ما می‌شوند. یکی از سامانه‌های عمقی مغز انسان که از لحاظ عملکردی مشابه مغز خزندگان و پستانداران است، این وظیفه را برعهده دارد تا همه این داده‌ها را به سرعت و بدون توجه به جزئیات، پردازش کند تا اگر پدیده‌ای در اطراف ما اتفاق می‌افتد که برای ادامه بقا به آن احتیاج داریم و یا ممکن است تهدیدی برای بقای ما باشد، آن را تشخیص دهد و توجه ما را به آن پدیده جلب کند. به این نوع از توجه، توجه غیرارادی گفته می‌شود و این عوامل بیرونی هستند که بدون دخالت خودآگاه ما، آن را به کار می‌اندازند. توجه غیرارادی بسیار قوی، سریع و محتاط است؛ یعنی این سامانه خیلی سریع  و آنی تمام حواس را به صورت کامل به هر پدیده‌ای که احتمال اندکی دارد که بقا را تهدید کند، جلب می‌کند.

از طرف دیگر یکی از سامانه‌های سطحی و بیرونی مغز انسان که از لحاظ عملکردی، تنها در پستانداران نزدیک به انسان سطحی مقدماتی از آن دیده شده است، این وظیفه را بر عهده دارد که به صورت ارادی و خودآگاه از بین همه داده‌هایی که وارد حواس ما می‌شوند، تنها به بخش خاصی از اطلاعات مورد نیاز و خودخواسته توجه کند. به این نوع از توجه، «توجه ارادی» و یا «توجه انتخابی» گفته می‌شود. توجه ارادی در اغلب انسان‌ها ضعیف، کند و پریشان است؛ یعنی این سیستم به سختی می‌تواند تنها بخشی از حواس را آرام آرام به موضوع انتخاب شده متمرکز کند و بعد از مدتی خسته شده و از تمرکز خارج می‌شود.

تنها بعضی انسان‌ها که توجه ارادی خود را منطبق بر اصل انعطاف پذیری نورونی -استفاده بیشتر از یک مسیر عصبی منجر به تقویت آن مسیر عصبی می‌شود- پرورش داده باشند و از طرفی خود را نسبت به پدیده‌های بیرونی حفاظت کنند، می‌توانند برای ساعت‌ها بر یک موضوع انتخابی متمرکز باشند و به حالت «غرقگی» برسند. غرقگی حالتی است که ما انتخاب کرده‌ایم به موضوعی خاص توجه کنیم و حتی متوجه علائم مهم توجه غیرارادی مثل گرسنگی، تشنگی و یا حتی خواب‌آلودگی نشویم.

بله! غزال درست تشخیص داده بود؛ یک ببر آرام آرام خود را به غزال نزدیک کرده بود و در کمین بود تا به سوی او حمله‌ور شود. نباید وقت را در چمن‌زار تلف می‌کرد، مهم‌ترین کار دور شدن از موقعیت با بیشترین سرعت بود. درست است که آن چمن‌زار زیبا مواد غذایی مناسبی برای ادامه زندگی در خود داشت، اما شاید 20 دقیقه بعد دیگر غزال نبود که از آن استفاده کند؛ پس باید از چمن‌زار می‌گریخت.

بله! غزاله درست تشخیص داده بود؛ یک خبر جدید در بین دوستان می‌چرخید و ممکن بود او دیر با آن مواجه شود. نباید وقت را پای کتاب تلف می‌کرد. مهم‌ترین کار ورود به بحث بود تا از آن جا نماند. درست است که کتابی که در دست داشت دانش و مهارت مفیدی برای ادامه زندگی او در آینده در خود داشت اما شاید 20 دقیقه بعد دیگر غزاله‌ای نبود که بخواهد از آنها استفاده کند پس باید از کتاب می‌گریخت.

  • ۰
  • ۰

«منتشر شده در دفترچه سؤالات مرحله اول هفتمین دوره المپیاد سواد رسانه‌ای» 

همزمانی ظهور رادیو و تلویزیون به عنوان رسانه‌های جمعی(توده‌ای) که عموم افراد فارغ از سن، جنسیت، سواد و… می‌توانستند مخاطب آن باشند، و جنگ جهانی اول و دوم نقش بسزایی در شکل‌گیری نظریه‌های تاثیر نامحدود در تاریخ نظریه‌های ارتباطات داشتند. محققان تا مدت‌ها رادیو و تلویزیون را ابزار تبلیغاتی به شدت مؤثر در راستای به سلطه گرفتن جوامع قلمداد می‌کردند.

اما با گذشت زمان از دوران جنینی رادیو و تلویزیون و فراگیر شدن این رسانه‌ها و شناخت بیشتر مخاطبان از نحوه کار آنها، مطالعات حاکی از آن بود که دیگر مخاطبان، تاثیر دلخواه فرستندگان را به راحتی پذیرا نمی‌شوند. در این دوره زمانی، نظریه‌ها در گردشی کامل، از تاثیر محدود رسانه‌ها و نقش فعال مخاطبان در تعامل با رسانه‌ها صحبت می‌کردند.

هرچند سال‌ها نظریه‌های تاثیر مشروط رسانه‌ها به دنبال پیدا کردن مؤلفه‌های مهم و گزاره‌های شرطی برای تاثیر یا عدم تاثیر رسانه‌ها بودند، با ظهور رسانه‌های تعاملی همچون رسانه‌های اجتماعی و بسترهای پخش ویدئو به درخواست، بار دیگر نظریه‌های تاثیر محدود و نقش مخاطب فعال در مطالعات ارتباطی قوت گرفت.

بخش عمده‌ای از محققان، اینترنت، رسانه‌های اجتماعی و بسترهای پخش ویدئو به درخواست را رسانه‌های مخاطب‌محور و ابزار آگاهی و آزادی از سلطه قلمداد می‌کردند. اما باز هم گذشت زمان از دوران جنینی این رسانه و فراگیر شدن آنها نظرات محققان را از نگاهی یک‌جانبه خارج کرد.

رسانه‌های جدید با ایجاد امکان تکثر در تولید محتوا و قابلیت جستجو برای یافتن محتوای مورد نظر، امکان گزینشگری و نفع‌گرایی را برای مخاطبان بیش از پیش محقق کردند اما حجم انبوه اطلاعات و سیستم شخصی‌سازی و پیشنهاددهی در رسانه‌های جدید هدفمندی را کاهش می‌دهند. همچنین وجود اعلان در رسانه‌های جدید و نامتمرکز بودن تولید محتوا امکان مقاومت در برابر پیام‌ها را کاهش می‌دهد.

  • ۰
  • ۰

رسانه تنها راه نیست، ساده‌ترین است!

پایان داستان توجه کرونایی...

  • ۰
  • ۰

جنگ جهانی توجه!!!

  • ۰
  • ۰

تاریخ، اقیانوس آرام زندگی!!

  • ۰
  • ۰

کنجِ دنج، سردِ آرام!!